تبلیغات
پی آواز حقیقت

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ


چهارشنبه 25 مرداد 1391
ن : دانیال عبدالهی نظرات ()

70 راه حل-بازنویسی و ویرایش(46.پیش نمی روید)



بخش چهل و ششم از ترجمه ی کتاب 70 راه حل برای اشکالات رایج در نویسندگی
46.پیش نمی روید
چرا این یک مشکل است؟!
یک کتاب یک سرمایه گذاری بزرگ روی زمان و انرژی است. گاهی به اندازه ی یک سال. خود تایپ کردن صدهزار کلمه زمان زیادی می برد. خیلی نویسنده ها نمی خواهند این کار را انجام می دهند. من نویسنده هایی را می بینم که با همان متن پارسال، بازنویسی شده و ویرایش شده و برای فروش تایپ شده بارها و بارها به کنفرانس نویسنده ها می آیند.بازنویسی می تواند خیلی اصلاح کند. می تواند داستان را تغییر دهد ولی نمی تواند ایده ی اصلی را تغییر دهد.
اگر ایده ی اصلی یک داستان، قابلیت فروختن نداشته باشد، دیگر اهمیتی ندارد متن چند بار بازنویسی شود. گاهی این تنها عامل نیست. گاهی مهم نیست کتاب چقدر خوب باشد، چون زمان آن، زمان مناسبی نیست.
مشکل دیگری که پیش نرفتن در کتاب دارد این است که شما در نوشتن یاد می گیرید.  کتاب بعدی که بنویسید بهتر خواهد بود. ولی اگر نتوانید پیش بروید، بهتر هم نخواهید شد.
راه حل: زمانی هست که شما نوشته را در کمد می اندازید و رهایش می کنید. نوشتن یک کتاب جدید را شروع کنید. نوشتن آن را سرمایه گذاری روی یادگیری در نظر بگیرید. بیشتر نویسندگانی که من می شناسم، نوشته های اولیه شان را نفروخته اند. خیلی ها دومی را هم نفروخته اند. حول و حوش مورد سوم  معمولا به موفقیت رسیده اند. یک حساب سرانگشتی؟ به هر نوشته یک سال زمان بدهید. بعد ادامه دهید و بروید سراغ یکی دیگر.


جمعه 20 مرداد 1391
ن : دانیال عبدالهی نظرات ()

70 راه حل-ویرایش و بازنویسی (45.بیش از اندازه به بازخوردها گوش میدهید)

کلمات کلیدی : داستان , ویرایش , بازنویسی , بازخورد , نویسنده ,


بخش چهل و پنجم از ترجمه کتاب 70 راه حل برای اشکالات در نویسندگی
45.بیش از اندازه به بازخوردها گوش می دهید
چرا این یک مشکل است؟!
ممکن است آن قدر در گوش دادن به بازخوردها غرق شوید که از سرعتتان کاسته شود. هر کسی نظری دارد. سوال این است که آیا این نظر دارای ارزش هست یا خیر؟شاید به این دلیل به نظر دیگران گوش می دهید که به نظر خود اعتمادی ندارید یا برای آن ارزشی قائل نیستید. اما به خاطر داشته باشید هرچند دیگران می توانند نقاطی که دارای اشکال هستند را به شما نشان دهند، به ندرت امکان دارد بتوانند راه حل مناسبی ارائه دهند. مشکل دیگری که برای نویسندگان وجود دارد این است که کمتر خواننده ای می خواهد( یا می تواند) که در مورد تمام کتاب نظر دهد. اگر کسی از ابتدای کار حضور نداشته پس به سختی می تواند نظر دقیقی بدهد. به کتابفروشی بروید، یک کتاب بردارید و فصل چهارده آن را بخوانید. سعی کنید بدون اینکه سیزده فصل قبلی را بخوانید آن را نقد کنید. به نظر سخت می آید.این طور نیست؟
راه حل: حداکثر سه (بهتر است یک یا دو تا باشند) خواننده پیدا کنید که نظر ان ها برای شما قابل اعتماد و ارزشمند باشد. خوانندگانی پیدا کنید که در تمام طول متن با شما باشند. نه اینکه به طور اتفاقی یک فصل را نشخوار کند و بعد هم آن را به طرف شما تف کند.
بعد از اینکه بازخورد دریافت کردید، آن را به دقت بررسی کنید. در نقدهای اولیه بعضی ها به شدت بیرحمند، بعضی ها نظر خود را در لفافه ای زیبا می پیچند و بعضی ها صادق نیستند. ذهن روشنی داشته باشید. نویسنده یک نقش برای بازی کردن دارد: اینکه باید خواهان شنیدن بازخوردها باشید و واکنش منفی نشان ندهید. و این کار دشواری است.


چهارشنبه 18 مرداد 1391
ن : دانیال عبدالهی نظرات ()

70 راه حل-ویرایش و بازنویسی(44.ویرایش بیش از اندازه و حذف بذرهای ناخودآگاه)



بخش چهل و چهارم از ترجمه کتاب 70 راه برای اشکالات رایج در نویسندگی
44. ویرایش بیش از اندازه و حذف بذرهای ناخودآگاه
چرا این یک مشکل است؟!
نویسندگانی هستند که در فرایند تکمیل نوشته شان، آن را بیش از حد ویرایش می کنند. چرا صیقل دادن یک چیز در حال ساخت اشتباه است؟
اول، شما دارید نوشته ای را صیقل می دهید که شاید بعدا بخواهید آن را به کلی حذف کنید.این نه تنها به معنی هدر دادن وقت از لحاظ ویرایش است بلکه حذف احتمالی آن را در آینده سخت تر می کنید، چرا که وقت زیادی صرف آن کرده اید.
دوم، شما در پیش نویس های اولیه خود بذرهای ناخودآگاهی کاشته اید. شما چیزهایی در آن قرار می دهید که گاهی کاملا مرتبط به نظر نمی رسند. اگر شما بیش از اندازه ویرایش کنید این بذرها را خیلی زود دور انداخته اید. چرا که بعدها وقتی که به فصل بیست و هشت رسیدید، اگر نوشته های قبلی را بخوانید متوجه می شوید که به آن بذرها  که ناخودآگاه شما کاشته بود نیاز دارید و ناخودآگاه شما از این نیاز آگاه بوده ست.
سوم، وقت زیادی را صرف ویرایش می کنید و بنابراین به پایان کتابتان نمی رسید.
راه حل: پیش نویس های اولیه خود را زیاد ویرایش نکنید. مهم نیست چقدر وسوسه شده اید. در کار پیش بروید. نگران آن چیزهای عجیب در پیش نویس های اولیه که مدام شما را آذار می دهند نباشید. آذار دادن چیز خوبی است. شاید در آیندهبه آن چیزهای عجیب نیاز داشته باشید.


چهارشنبه 18 مرداد 1391
ن : دانیال عبدالهی نظرات ()

70 راه حل-ویرایش و بازنویسی(43.عاشق بد نوشتن خود می شوید)




فصل 6: ویرایش و بازنویسی

بخش چهل و سوم از ترجمه کتاب 70 راه حل برای اشکالات رایج در نویسندگی
43.عاشق بدنوشتن خود می شوید
چرا این یک مشکل است؟!
بخش از نوشتنتان هست که شما عاشق آن هستید. و بخشی هست که واقعا بد است. شاید بدترین قسمت آن و به همین دلیل است که شما عاشق آن هستید. این یک امر طبیعی است که شما از نظر احساسی به بخش هایی که اشتباه و نابجا هستند وابسته شوید. خواه تمام کتاب باشد، یا فصل ها یا پاراگراف ها، صحنه ها، شخصیت ها و حتی جمله ها.
راه حل: ولش کنید. من می دانم که در نظر گرفتن تمام زمان و تلاش به عنوان "زمان و تلاش برای یادگیری" کار دشواری است. کاری که واقعا دشوار است این است که شما مجبورید عزیزانتان را بکشید. این عبارتی است که شما در کنفرانش ها و کارگاه ها و گروه های نویسندگی می شنوید و حقیقت دارد. باید از نظر احساسی کمی از نوشته هایتان فاصله بگیرید و از خود بپرسید این بخش هایی که شما مانند بستگان خود دوستشان دارید، آیا در اثرتان جایی دارند یا خیر.
از خودتان بپرسید، آیا این بخش ها لازم اند؟آیا کل اثر را پشتیبانی می کنند؟



یکشنبه 15 مرداد 1391
ن : دانیال عبدالهی نظرات ()

70 راه حل-شخصیت پردازی(42.ضعف ها و نیاز های شخصیت را نمی شناسید)



بخش چهل و دوم از ترجمه کتاب 70 راه حل برای اشکالات رایج در نویسندگی
در این بخش، فصل پنجم کتاب که مربوط به شخصیت پردازی است به پایان می رسد و در پست های بعدی فصل مربوط به ویرایش و بازنویسی را داریم.

42.نیازها و ضعف های شخصیت را نمی شناسید
چرا این یک مشکل است؟!
همان طور که قبلا گفته شد، همه ی شخصیت ها اطراف مرحله ی پنجم خودانگیختگی مازلو پرسه نمی زنند. گاهی اوقات آن ها مثل مردم واقعی نمی دانند کاری را به چه علت انجام می دهند.دلیلی می آورند ولی این دلیل واقعی آن ها نیست. شخصیت هایی را که عملشان به نیازهایشان مربوط می شود را تشخیص دهید و آن هایی را که دارای یک نقطه ی کور متناظر با آن نیاز هستند.
راه حل: به مثلث خصیصه ها، نیازها و ضعف ها اگاه باشید. هر خصیصه ای که شخصیت داراست، نیاز و ضعف مربوط به خود را دارد. نیاز آن چیزی است که شخصیت باید داشته باشد و قابل کنترل نیست.
ضعف معمولا عامل ایجاد تراژدی و نقطه ی کور شخصیت است. بخشی از شخصیت او که نمی تواند آن را به کار گیرد ، چرا که  نمی داند که یک ضعف است.
برای هرکدام از شخصیت ها یک لیست از خصیصه، نیاز و ضعف تهیه کنید. اگر به عنوان مثال، خصیصه ی شخصیت مورد نظر شما وفاداری باشد، نیازی که دارد این است که باید مورد اعتماد قرار گیرد. ضعف یا نقطه کور مربوط به این خصیصه، فریب خور بودن است. اگر شخصیت مورد نظر قاطع است، نیازش این است که خود مسئولیت را بر عهده داشته باشد و ضعف مربوطه می تواند بی پروایی و تندروی او باشد. شاید بخواهید لیستی برای خود تهیه کنید. قوی ترین بخش شخصیت خود را شناسایی کنید و سپس نیازها و ضعف های مربوط به آن را در نظر بگیرید. این به شما کمک می کند که نقطه کور و ضعف های بالقوه ی خود را هم در نویسندگی و هم در معاملات تجاری شناسایی کنید. 



( تعداد کل صفحات: 13 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]