تبلیغات
پی آواز حقیقت - 70راه حل-عادات نویسندگی (به پایان نمی رسانید)

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ


یکشنبه 14 اسفند 1390
ن : دانیال عبدالهی نظرات ()

70راه حل-عادات نویسندگی (به پایان نمی رسانید)



بخش دوم از ترجمه کتاب 70 راه حل برای اشکالات رایج در نویسندگی

2.به پایان نمی رسانید:

چرا این یک مشکل است؟!

واضح است.نه؟ ولی شروع یک پروژه، همیشه جذاب تر است از زدن ضربه نهایی. بخش میانی یک نوشته، خواه یک رمان باشد یا روایت یا مقاله یا حتی داستان کوتاه، همیشه سختی خاص خود را دارد. هیجان ایده پردازی(وسوسه آغاز و نوشتن یک چیز جدید) در کار نیست و از طرف دیگر لذت نوشتن خط پایانی هم هنوز آنقدر دور هست که آدم را نگران کند.

همیشه حاشیه رفتن از طرحی که در حال کار روی آن هستید، با شروع یک طرح جدید کار آسانی است، برای هر نویسنده همیشه هرکاری آسان تر از نوشتن است.چک کردن ایمیل، بیرون رفتن و سگ را بیرون بردن، شستشو، چرت زدن، تحقیق، خرید و ...

معروف است که مشکل ترین جنبه  ی شغل نویسندگی، نوشتن است. آزمون شخصیتی مایر-بریگز انسان ها را به دو دسته فرایند گرا و نتیجه گرا تقسیم می کند. اگر شما از دسته  ی آدم های فرآیندگرا باشید، احتمالا با به پایان رساندن پروژه مشکل دارید.

راه حل:سر به راه باشید، همه  ی آن ایده های جدی و پروژه های هیجان انگیز دیگر را به باد فراموشی بسپرید. این برای نویسنده ای که تحت قرارداد است راه بهتر و آسان تری است، چرا که پای قرارداد در میان است.  با این وجود، من می دانم که حتی نویسندگانی که زمان فوق العاده زیادی هم دارند اغلب کار را در ثانیه ی آخر تحویل می دهند.

برای نویسنده ای که تحت هیچ قراردادی نیست این موضوع مسئله ساز نیست، ولی باید بدانید اگر هیچ پروژه ای را به اتمام نرسانید، هیچ وقت هیچ قراردادی هم نخواهید بست.

اگر از آن آدم هایی هستید که به خود فرآیند و نه نتیجه ی کار توجه دارید، می توانید برای خود سیستمی طرح ریزی کنید که طبق آن به ازای به پایان رساندن، به خودتان جایزه ای بدهید.

تمام کردن، به آخر رسیدن،بخشی از کار است.منظور من از این حرف این است که به خودتان اجازه ندهید که سراغ پروژه یا پروسه ی دیگری بروید.مگر این که تمام پروژه هایی را که همین الان درگیرشان هستید را به آخر برسانید.

نهایت نهایتش این است که  خودتان را مجبور کنید که بروید پای میز بنشینید و بچسبید به کار بدون توجه به این که چه احساسی دارید. نوشتن یک رمان صد هزار کلمه ای ممکن است یک یا چند سال طول بکشد. ولی یک روز به آخر می رسد. به آخر رسیدن ممکن است صدها روز طول بکشد و شما به عنوان یک نویسنده مجبورید همه  ی این صدها روز را سر کنید.