تبلیغات
پی آواز حقیقت - دیدار

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ


چهارشنبه 26 بهمن 1390
ن : دانیال عبدالهی نظرات ()

دیدار



ماجرا ساده است.دوست صمیمی ام را بعد از سال ها دیدم.شاید ده سال، شاید بیشتر.احمد احمدی،دوست کلاس اول.
قدش بلند بود،خیلی شلوغ بود،دروغ های خنده دار میگفت. کاری به این ها ندارم.هنوز هم قدش بلند است،شاید شلوغ  باشد، هنوذ هم دروغ های خنده دار بگوید.اصلا مهم نیست که سیگار دستش بود و قبل از اینکه حرفی بزند، یک پک اساسی بهش زد.اهمیتی ندارد که گفت:درس را ول کردم،دو ساله که دارم کار می کنم.هیچکدام مهم نیستند.
وقتی صدایش کردم "آقای احمدی"،سرش را برگرداند.یکی هم همراهش بود.دستم را به سمتش دراز کردم،با لبخند و هیجان.نگاهم کرد.نمی دانست چکارش دارم.گیج نگاه می کرد
گفتم:نمی شناسی؟
نشناخت
گفتم: مال خیلی وقت پیشه،کلاس اول.
باز هم نشناخت.اسمم را پرسید،به جای اینکه یادش بیاید.بهش گفتم.گفت جایی کار دارد باید برود.آری،، دیگر باید هرچه زودتر می رفت.