تبلیغات
پی آواز حقیقت - 70 راه حل-صحنه/ساختار(31.محدودیت های زاویه دید اول شخص را نمی دانید)

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ


سه شنبه 16 خرداد 1391
ن : دانیال عبدالهی نظرات ()

70 راه حل-صحنه/ساختار(31.محدودیت های زاویه دید اول شخص را نمی دانید)



بخش سی و یکم از ترجمه کتاب 70 راه حل برای اشکالات رایج در نویسندگی

31.محدودیت های زاویه دید اول شخص را نمی دانید

چرا این یک مشکل است؟!

بسیاری از نویسندگان تازه کار به سراغ اول شخص می روند، چون فکر می کنند که  آسان ترین است. در حالی که واقعیت این ست که اول شخص، دشوارترین صدا برای روایت است.

راه حل: اول شخص یعنی این که شما به میزان زیادی از من استفاده می کنید. مثل این است که دوربین را روی یک نفر بگذارید و روی فیلم مستند خودش، صدای خودش را بشنویم که حرف می زند. مزیت این زاویه دید این است که به راوی اجازه می دهد که داستان خودش را بگوید. اشکال عمده اش هم این است که خواننده فقط می تواند چیزهایی را ببیند و بداند که راوی دیده است و می داند. راوی ممکن است یک شاهد یا فقط بخشی از داستان باشد. شما به عنوان موُلف در این حالت غایب هستید.در نتیجه قدرت کنترل خود را واگذار کرده اید. یادتان باشد، راوی در روایت اول شخص، شما ی نویسنده نیستید. بلکه شخصیت داستان شماست. ژانرهای بخصوصی هستند که روایت اول شخص به خوبی در مورد آن ها کاربرد دارد. به ویژه ژانر رمزآلود/کارآگاهی[1]. اگر مزیت های اول شخص را درک کرده باشید، کاملا طبیعی به نظر می رسد: در این ژانر، خواننده را به سفری می برید و کلیدهای حل معماها را وقتی برای او فاش می کنید که راوی به آن ها پی برده باشد.

ایراد عمده ی دیگر اول شخص این است که راوی، به ناچار باید در همه ی صحنه ها حضور داشته باشد. به همین دلیل است که بیشتر نویسنده ها راوی را همان قهرمان داستان در نظر می گیرند. به این طریق راوی تبدیل می شود به بخش مهمی ار طرح داستان و چیزهای زیادی برای او و در اطراف او اتفاق می افتد. آیا راوی می تواند در حالی که داستان را روایت می کند، واکنش واقع گرایانه و منسجمی از خود بروز دهد؟ آیا وقتی به شدت درگیر یک واقعه ی احساسی شده است هم می تواند همچنان به روایت ادامه دهد؟

آیا شما می توانید راوی داستانتان را از همه ی ماجراهای اصلی اگاه کنید که آن ها را روایت کند؟ نویسنده های کم تجربه برای این منظور، دست به طراحی طرح های پیچ در پیچ و غیرواقع گرایانه می زند. اگر راوی در این صحنه ی خیلی مهم حضور نداشته است، خب، باید از طریق دیگری از آن واقعه آگاه شود. که این باعث می شود تعلیق و عمل داستانی کاهش یابد.

بعضی از نویسنده ها، از یک راوی که از شخصیت های اصلی داستان نیست استفاده می کنند. یک راوی جدا. چنین راوی ای بیشتر یک مشاهده گر است. به داستان های شرلوک هولمز[2] فکر کنید. راوی چه کسی است؟واتسن؟ چرا؟ این کار به کانن دویل[3] اجازه می دهد که تفکرات شرلوک را از مخاطبان مخفی بدارد.


[1] Mysteries/detective

[2] SHERLOCK HOLMES

[3] Conan Doyle